معاشقه با واژه ها

خداوند بی نهایت است، لامکان و بی زمان ،اما به قدر فهم تو کوچک می شود و به قدر نیاز تو فرود می آیدوبه قدر آرزوی تو گسترده می شود و به قدر ایمان تو کارگشا می شود. ملاصدرا

بازگشت

ما با تاخیر زیاد بالاخره برگشتیم تمام میل های تلنبار شده را جواب دادیم . ما که نبودیم کودکی به دنیا آمده است خوشحالم خیلی؛ اگر فرزانه و احمد این مطلب را از شهر کوآلاها و کانگوروهامی خوانند بازهم تبریک صمیمانه مرا بپذیرند . نمی دانم چند نفر قهر کردند؛ چند نفر دوست داشته اند؛ چند نفر مرا به یاد آورده اند این ها مهم نیست مهم این است که من مدتی نبودم شاید اگر زمان صرف شده را برای خواندن و تحقیق یا سفر خرج کرده بودم بیشتر لذت می بردم !!!!!! نمی دانم ولی بالاخره  نوشتن را دوباره آغاز کردم . کتاب گوسان پارتی اولین کتابی است که بعد از این دوره فترت دست گرفتم تا بخوانم جالب است و پرتوان . خوب ما آمدیم تا ادامه دهیم . از اظهار لطف دوستانی که حالم را می پرسیدند سپاس گزارم . علی گنجه ای و فینگیل بانو هم دست به تدوین فرهنگ واژه های دشوار خدمت مقدس آش خوران زده اند که به آنان نیز تبریک می گویم خدایی همه در حال پیشرفت هستند .باید به میز غذا هم سری بزنم تا از غذاهای لذیذ سورملینای عزیز هم بهره ور شوم ( این اسم مرا به یاد شخصیت داستان عباس معروفی - سمفونی مردگان می اندازد) بالاخره خوشحالم که آمدم . تابعد

  
نویسنده : مهربون ; ساعت ٧:۳٦ ‎ب.ظ روز ۱۳۸٧/۱۱/٢٦
تگ ها :