معاشقه با واژه ها

خداوند بی نهایت است، لامکان و بی زمان ،اما به قدر فهم تو کوچک می شود و به قدر نیاز تو فرود می آیدوبه قدر آرزوی تو گسترده می شود و به قدر ایمان تو کارگشا می شود. ملاصدرا

سه گانه خراسان

جانم برایتان بگوید در پی جستجویی؛ گذر تلفنی مان به خراسان افتاد . چشمتان روز بد نبیند . زنگ زدیم خراسان رضوی تا غاری را شناسایی کنیم . در ابتدا عرض کنم که هر کس در سازمان میراث فرهنگی خراسان رضوی گوشی را بر می داشت خانم بود . (جزو عجایب هشتگانه) بعد هم که پاسخ می داد می گفت : منطقه مورد نظر شما در محدوده استان ما نیست ( قدرت خدا) بالاخره بعد از پاس کاری های فراوان ما مثل یک توپ افتادیم در میراث فرهنگی خراسان شمالی ( بجنورد ) وواویلا که این حضرات از آن حضرات n درجه بیشتر اهل پیچاندن بودن و اطلاع رسانی نماییم که اینجا هم هر واحدی که جواب می داد از عناصر مونث بود . القصه وقتی نام مکان و شهر را گفتم مدتی فکر نمودند و بعد گفتند : مطمئن هستید این غاردر خراسان شمالی واقع است گفتیم بله و لعنت به دهانی که بی موقع باز شود از شونصد تا سایتی که اسم این مکان را نوشته بودند ویکیپدیا یادم بود ( آخه من یه خورده آلزایمر اسم دارم ) نام دایره المعارف مذکور را بردن همان و خانم پوان گرفتن همان - که: این دایره المعارف پر از غلط است شاید اشتباه تایپ شده است و از این حرف ها و بعد از مشورت با همکاران به بنده فرمودند که 5 دقیقه دیگر تماس بگیرم تا مشکل را حل کنند ما بعد از 10 دقیقه زنگ زدیم تلفن اشغال بود 20 دقیقه پشت خط ماندیم از آن جا که ما یه خورده مشکوک هستیم با خودمان گپ و گفتی نمودیم و گفتیم : غلط نکنم غار را نیافته و حالا می خواهد بپیچاند . که البته همان هم شد و بعد از اینکه تلفن زنگ خورد فرمودند هیچ کس نمی داند که این غار کجاست ؟به نظرم که وجود خارجی ندارد . ما هم که در این بیست دقیقه آدرس غار را دقیق استخراج نموده بودیم از روی نوعی بیماری درونی آدرس را کامل خواندیم و گفتیم : خانم بیست تا سایت اینو زده چطور شما نمی دونید کجاست ؟ و بعد با بی سیاستی درخواست کردیم که بولتن ها و راهنمای گردشگری شان را برای ما بفرستند . که خانم نه گذاشت و نه برداشت و چنان ما را در کانال بورکراسی هل داد که پل صراط یادمان آمد . یادتان باشد اگر گردشگر هستید و به فرهنگ و تاریخ ایران علاقه دارید خراسان شمالی برای فرستادن راهنما نامه کتبی از محل کارتان درخواست خواهد کرد . انگیزه تان برای دیدن اماکن تاریخی بیشتر شد سبز

  
نویسنده : مهربون ; ساعت ٩:۳٧ ‎ق.ظ روز ۱۳۸٧/٥/٢٤
تگ ها : زندگی

گلستان سعدی

منجمی به خانه در آمد یکی مرد بیگانه را دید با زن او بهم نشسته دشنام و سقط گفت و در هم افتادند و فتنه و آشوب خاست . صاحبدلی که برین واقف بود گفت:

 تو بر اوج فلک چه دانی چیست      چون ندانی که در سرایت کیست

  
نویسنده : مهربون ; ساعت ۸:٥۸ ‎ق.ظ روز ۱۳۸٧/٥/٢۱
تگ ها : حکمت

ارتفاعات تخت سلیمان

در جستجو های به عمل آمده از گوشه وکنار سرزمین من مطالب خوبی مشخص شد . خوب الان اطلاع رسانی می کنیم .  به غیر از تخت سلیمان نزدیک تکاب ِ ارتفاعاتی هم در مازندران ( پس از تنکابن و عبور از قاضی محله به دره پر آبی ورود پیدا می کنید که از همین دره باید ارتفاعات را بالاکشید البته برای صعود راه های مختلفی وجود دارد که این راه یکی از آن هاست )‌وجود دارد به نام ارتفاعات تخت سلیمان که قله علم کوه معروف که کوهنوردان هلاک صعود این کوه با شکوه و پرهیبت در فصل های مختلف هستند در این منطقه واقع است ( البته این جانب تا پای خوان هفتم صعود نموده ام ) اما همواره فصل زمستان ( صعود زمستانی خرسان ها ) بیشتر از فصل های دیگر برای آنان اهمیت دارد و در واقع به نوعی رکورد زدن و زور آزمایی است . نکته جالب این است که در این ارتفاعات بلندی های هفت خوان ( منطقه یادآور رستم و کیکاوس و ...است )هم وجود دارد .  ادبیات شفاهی این گونه نقل می کند که :

حضرت سلیمان در تدارک ازدواج با بلقیس بوده به تمام زیر دستان دستور می دهد که مکانی بی نظیر را جستجو نمایند تا این مراسم در آن مکان انجام شود بعد از مدتی همه برمی گردند به جز هدهد . سلیمان تعدادی از کارکنان را به جستجوی او می فرستد و بالاخره هدهد برمی گردد و به سلیمان عرض می کند جایی که می خواستی را یافتم و سلیمان را با خود به ارتفاعات می برد سلیمان که با مناظر زیبایی چون آبشارهای فراوان طبیعی و فضای سبز زیبا مواجه می شود دستور می دهد که مراسم در همین منطقه انجام شود . این منطقه را نمی شود برای مسافرت پیشنهاد کرد اما اگر از آمادگی جسمانی خود مطمئن هستید آوای بلبلان و سرود آبشارها در پناه کوه های مغرور در انتظار شما هستند .

  
نویسنده : مهربون ; ساعت ۸:٠٤ ‎ق.ظ روز ۱۳۸٧/٥/٧
تگ ها : فرهنگ

تابو

وقتی بچه بودیم اگه بهمون می گفتن دست نزن - دست می زدیم - اگه می گفتن نرو - می رفتیم - اگه می گفتن بنشین - بلند می شدیم - و هر چیزی که منعی داشت راغبش بودیم و جالب اینجاست که وقتی بزرگ شدیم هم اخلاقمون تغییر نکرد . . فکر می کنم cdیا کتابی نیست که من فهمیده باشم تابو شده و پیداش نکردم و ندیده و نخوندمش . آخرین کاری که  سایت ها اعلام کردن تابو دلبرکان غمگین من بود که با وجود اینکه خیلی از کارهای مارکز به جز صد سال تنهایی خوشم نمی اومد  فوری پیداش کردم و خوندمش و به نظرم اصلا" هم بدتر از بقیه کارهای مارکز نبود و حالا چرا به تیغ ممیزی گرفتار شده  - خدا می دونه !!!!!- یا قصد بالا بردن تعداد خرید نسخه های کتاب بود حالا به هر نحو  و همه می دونیم که این کتاب چطوری پخش شد چاپ افست - کپی - دانلود و .... یا اینکه واقعا" ممیزی به این نتیجه رسیده بود که این کار نباید پخش می شده ؛ در مورد علی سنتوری هم همین بود اون فیلم هم مثل صاعقه تو اجتماع پخش شد و الان کمتر کسی هست که سنتوری رو ندیده باشه بالاخره انسان و درد اکراه . هرچیزی که ممنوع بشه شیرینه مثل عسل !!!!! به قول سعدی شربت اندر شربت است .

  
نویسنده : مهربون ; ساعت ٧:۳٧ ‎ق.ظ روز ۱۳۸٧/٥/٥
تگ ها : زندگی

سلطانیه

سلطانیه را در خرداد ٨٧ دیدم این بنا نزدیک زنجان و بعد از خرمدره قرار دارد اولجایتو این مکان را برای انتقال جسد امام علی و امام حسین ساخته بود ولی به علت اینکه نبش قبر در اسلام حرام است از این کار منصرف شده است سلطانیه بزرگترین گنبد گچی جهان است که در دوره ایلخانی ساخته شده است تربت خانه این بنا به تازگی راه اندازی شده سفال ها - کوزه ها و اشیاء کشف شده از اطراف یا داخل بنا در این مکان نگه داری می شود . در همین مکان کتابخانه کوچکی بنا شده است که کتاب های مفیدی دارد . مغاک ها و گور دخمه ها ی خالی بسیار تنگ و عجیب است . وارد بنا که می شوی عظمت بنا به چشم نمی آید شاید به خاطر  گرایش فرا زمینی معماری پس از اسلام است . نقش های روی دیوار ها همه با هم متفاوت است  . می گویند مرمت داخل بنا از دوره پهلوی شروع و به عللی خاص هنوز به پایان نرسیده است . یک شهر جالب تاریخی در جوار سلطانیه یافت شده است که باستان شناسان در این مکان مشغول کار هستند .

 

  
نویسنده : مهربون ; ساعت ۸:٢۸ ‎ق.ظ روز ۱۳۸٧/٥/۳
تگ ها : گردشگری

تخت سلیمان

  
نویسنده : مهربون ; ساعت ٩:٢٦ ‎ق.ظ روز ۱۳۸٧/٥/۱
تگ ها : گردشگری