معاشقه با واژه ها

خداوند بی نهایت است، لامکان و بی زمان ،اما به قدر فهم تو کوچک می شود و به قدر نیاز تو فرود می آیدوبه قدر آرزوی تو گسترده می شود و به قدر ایمان تو کارگشا می شود. ملاصدرا

مرگ

به یاد دارم برای تشییع جنازه دوستم که رفته بودم هنوز حس مرگ تو رگ هام پخش نشده بود وبا وجود وابستگی شدیدم به این آدم؛ حس طنزم را از دست نداده بودم .مراسم خاکسپاری که انجام شد . بچه ها چون از شهرهای مختلف آمده بودند حلقه زدند تا دیداری تازه کنند نمی دانم یک آن چه شد که گفتم : دیگه هیچ کس حق نداره بمیره ! من دیگه حوصله عزاداری رو ندارم . یکی از بچه ها به شدت خندید که سبب مکدر شدن صاحبان عزا شد و در همان حین گفت: چی می گی بعدش نوبت ب و بعد هم نوبت م_ کجای کاری زنبیل گذاشتیم . حالا ۵ سال از آن روزها گذشته ولی برای من همچنان تازه و زنده است نه اینکه افسرده و غمگین باشم نه اما واقعا " به ماهیت اسرار آمیز مرگ که فکر می کنم کرخت می شوم و نمی دانم چگونه باآن روبرو خواهم شد . نمی دانم چه شد که این را نوشتم شاید به خاطر اینکه ماه مبارک است و انسان خود را به رفتن نزدیک حس می کند و شاید هم فقط دلتنگی .

  
نویسنده : مهربون ; ساعت ۸:٥۳ ‎ق.ظ روز ۱۳۸٧/٦/٢٧
تگ ها : مرگ

ادب آداب دارد

به طور اتفاقی کتاب کلاس اول تالیف سال ١٣٣٧ دستم رسید که خیلی جالب بود مطالب کتاب فقط الفبا را آموزش نمی داد صحیح نشستن و درست غذا خوردن و آداب معاشرت و محبت به دیگران و .... جز دروس بود . محتوای کتاب را با کتاب کلاس اول مقایسه کردم . این کتاب با کتاب ۵۰ سال پیش به هیچ عنوان قابل قیاس نیست کتاب حاضر صرفا به آموزش الفبا می پردازد در حالی که کتاب سال ۱۳۳۷ که عباس یمینی شریف یکی از نویسندگان آن است به آموزش تعامل و تبادل مهر و محبت و انسانیت می پردازد . شاعر محترم بیهوده نسروده است که:

خشت اول چون نهد معمار کج                       تا ثریا می رود دیوار کج

تا آخرش بخوانید که چرا آن نسل نسبت به این نسل باسوادترند . حالا شروع کنید به پیام های خصوصی گذاشتن و نصیحت کردن این بنده سراپا تقصیر!!!!!!!

  
نویسنده : مهربون ; ساعت ۱٠:۱٢ ‎ق.ظ روز ۱۳۸٧/٦/۱٧
تگ ها : فرهنگ

رسانه ملی

من باز شاکی شدم - قصه داره - بابا الان دیگه دنیا ( منظورم ایران _) داره راجع تاریخ و فرهنگ و باستان شناسی و ثبت آثار ملی حرف می زنه خوب درست - اما خدایی این رسانه ملی کفر همه رو درآورده دیگه . پریروز  گذری شبکه خبر رو می دیدم خبرنگار _ با آب و تاب داشت کنده کاری های نقش رستم رو توضیح می داد بعدش هم گفت این تصاویر بر روی کوه رحمت حک شده است . خدایی دیگه  -بابا شبکه جهانی هست رعایت کنید این کوه که اسمش کوه حسین _ حالا گفتیم  متن اشتباه بوده (‌البته قبلا"‌از این قبیل سوتی ها فراوان داده اند نه ملاحظه xتا کتابخون اینور آب رو می کنن نه رعایت nتا باسواد اونور آب رو) گذشت کردیم افسوس  دیروز هم نمی دونم کدوم شبکه داشت انیمیشن فرد _ علاء ساخت ایران از داستان های شاهنامه پخش می کرد . دلتون نخواد داستان فرود پسر سیاوش - دقت کنید - یه فرمانده ای هی به مادر فرود می گفت : بانو فرنگیس - خداوندا - حس کردم دارم اشتباه می شنوم . ١٠٠ دفعه دیگه هم تکرار کرد . ( بیچاره جریره که این همه بهش ظلم شده بود حالا فکر کن تو این داستان که یه خورده تحویلش گرفتن اینا زدن کاسه کوزه اش رو به هم ریختن حالا به بچه بگو اسم مادر فرود - جریره اس می گه تلویزیون گفته- درست گفته دیگه  .خدایی این انیمیشن سازها یه ذره به خودشون زحمت ندادن برن یه نگاه به شاهنامه بندازن ببینن که فرنگیس مادر کی خسرو _ ؛ جریره مادر فرود _ دختر پیران ویسه اس) بابا ما نخوایم این رسانه ملی فرهنگ و تاریخ زنده نگه داره کی رو باید ببینیم .سوال

  
نویسنده : مهربون ; ساعت ۱٢:۳۱ ‎ب.ظ روز ۱۳۸٧/٦/۱۱
تگ ها : فرهنگ

نگاه نکن کی می گه گوش بده چی می گه!

طبق معمول که در خواندن آرای مخالف ما کمی تا قسمتی کم جنبه می شویم و دیگر تاچند روزی خواندن و فکر کردن در مورد نویسنده ای که مورد هجمه قرار گرفته را تعطیل می کنیم .این بار داشتیم کتاب دکتر شمیسا؛ در رابطه با شاهدبازی ..... را می خواندیم که سم غلیظ نوشته های کتاب در خون مان پخش شد و سعدی خوانی را بایکوت کردیم و به فردوسی خوانی مان ادامه دادیم . (‌حالا در نظر بگیرید که  چقدر با کلیات سعدی به ما خوش گذشته است و رگ هم ذات پنداری مان ورم کرده و احساس خویشاوندی با سعدی نموده ایم که چه ؟ بله -که ایشان هم به سیر و سیاحت علاقه وافر داشته اند و شاید هم در آن زمان اداره اقلیم گردیی بوده که گاه و بی گاه جناب سعدی را می پیچانده و یک حال اساسی به ایشان می داده که تا چند روز شعر و شاعری و نوشتن و فکر فرمودن را معلق می نمودند . ) در کشمکش باید و نباید و صحیح و ناصحیح ؛ بعد از مدتی تفکر به این نتیجه رسیدیم که : حالا اگر قبول کنیم که  نوشته های این کتاب دقیق و موثق هم باشد ما چرا باید جهان بینی مان اینقدر محدود باشد که با دوکلمه حرف بزرگانی چون سعدی را در دنیای کوچک خود نادیده بگیریم . بالاخره ما دیشب یک دو - دو تا- چهار تایی کرده و کلاه نخیر روسری مان را قاضی کردیم و رسیدیم به این جمله پر نغز از امام علی که:‌ نگاه نکن که می گوید گوش بده چه می گوید و آن وقت بود که مشکل مان حل شد و دوباره آغاز شدیم  متفکر ( و گو اینکه دوست دانشمندی توصیه فرموده اند که به مطالعه دوران زندگی این بزرگان بپردازیم تا بیشتر با وضعیت اجتماعی و فرهنگی و... آنان آشنا شویم . )

  
نویسنده : مهربون ; ساعت ۸:٤٤ ‎ق.ظ روز ۱۳۸٧/٦/۱٠
تگ ها : حکمت

شکرگزاری

این روزها بازهم کلافه پیدا نکردن چند جلد کتاب تازه هستم . خدا به دوستان من صبر عنایت کند که مجبورند لیست بلند بالای کتاب های مرا تهیه کنند و انصافا" هم انرژی زیادی برای پیدا کردن و خرید کتاب های من می گذارند . امروز روز سپاسگزاریست. آیدای عزیزم- زبان شناس نازنین- که بامشغله کاری و درسی با  طیب خاطر سفارشات کتاب مرا تهیه می کند و فاطمه نازنینم  - روزنامه نگار و داستان نویس با روحی به وسعت حضور گندم زارها در ذهن آدمیان - که همواره  با پیگیری های فراوان سعی در تهیه خوراک روح مرا دارد . شکر گزار درگاه خداوند هستم که دوستانی به زلالی آب و به لطافت پروانه ها ؛در نصیب من نوشته است و شکر گزارخداوندم که تمام دوستان من عاشق خواندن و نوشتن و خوب دیدن هستند و درست دیدن را به من نیز می آموزند .

  
نویسنده : مهربون ; ساعت ۱۱:٠۸ ‎ق.ظ روز ۱۳۸٧/٦/٧
تگ ها : زندگی

درود و سپاس

در پست قبلی کلی گله گذاری کردم از کارکنان سازمان میراث فرهنگی سه گانه خراسان اما این بار می خواهم از دلاور مردمان استان های خوزستان و گلستان تشکر کنم و بگویم تا انتهای حضورم ارادتمند این سرشاری روح و دست های که به هم نوع خود می اندیشد هستم . مردمانی که عاشق زندگی و شکفتنند و هرگز در پیچ و خم روزمرگی گم نمی شوند و همواره انسانند و عاشق .

  
نویسنده : مهربون ; ساعت ٧:۳٧ ‎ق.ظ روز ۱۳۸٧/٦/٧
تگ ها : زندگی