معاشقه با واژه ها

خداوند بی نهایت است، لامکان و بی زمان ،اما به قدر فهم تو کوچک می شود و به قدر نیاز تو فرود می آیدوبه قدر آرزوی تو گسترده می شود و به قدر ایمان تو کارگشا می شود. ملاصدرا

نیایش

معلم دینی دوره ی دبیرستانم می گفت : باید همه ی نمازهایم را دوباره بخوانم و من فکر می کنم که باید همه ی کتاب هایم را دوباره بخوانم !!!!!!

  
نویسنده : مهربون ; ساعت ٩:٠٢ ‎ق.ظ روز ۱۳۸٩/٩/۳٠
تگ ها : کتاب

مولانا

to be appearing ,the fact the ear should see it! Molana

  
نویسنده : مهربون ; ساعت ۸:۱۸ ‎ق.ظ روز ۱۳۸٩/٩/۳٠
تگ ها : حکمت

خودخواهی

آدم هایی  که این آشفتگی درمان ناپذیرم را می فهمنند ؛ دوست می دارم !

  
نویسنده : مهربون ; ساعت ۸:٠۸ ‎ق.ظ روز ۱۳۸٩/٩/۳٠
تگ ها : زندگی

کرتیرموسس روحانیت در دولت ساسانی

کرتیر موبدان موبد دربار تعدادی از شاهان ساسانی بوده است که به احیاء دین زردشت پرداخته و دریافت های شخصی اش را از این دین به عموم ملت شاهنشاهی تلقین می کرده است  و مایل نبوده که مذاهب عمومی رابه نیکی تلقی کند . و از میان بغان تنها آناهیتا را پذیرفت چون شم سیاسی قوی او یادآوری می کرد که این ایزد بانو بغ حامی خاندان شاهی است و نباید با آن مخالفت کند !کرتیر روح متحرک اتحاد دولت و روحانیت - که خاصه عمده ی دولت ساسانی است - بوده است . البته همیشه روحانیت طرف ضعیف تر بوده ؛هر وقت که دولت از حمایت او دست می کشید - مثلا در دوره قباد - روحانیت به انحلال نزدیک می شد .کتیبه های او در نقش رجب ؛ کعبه ی زردشت ؛ نقش رستم و سرمشهد واقع است . کرتیر اقناع مردم دیگر را به قبول شکل خاص مذهب خویش بصورت فنی ظریف در آورد . در طرق اقناع ؛ وی به هیچ وجه رقت قلب نشان نمی داد .او از همه ی اقتداراتی که سلاطین بدو داده بودند استفاده می کرد و از قتل کسانیکه اقناع نمی شدند امتناع نداشت . کتب مانوی - که اکنون اطلاعات بسیار درباره ی آنها داریم - از اتهامات ضد کرتیر پر است ؛ از جمله او را دشمن بزرگ آیین خود و مسوول مرگ پیغمبر خویش و زجر کردن پیروان او شمرده اند . البته جامعه های بسیار دیگری هم از طرز رفتار کرتیر شاکی بودند . به واقع کرتیر یکی از بزرگترین دشمنان آزادی فکر و یکی از سخت ترین زجر دهندگان دینی است که تاریخ بخود دیده است .

منبع :سخنرانی ایران شناس و کتیبه خوان شهیر آلمانی دکتر و .ب . هنینگ ترجمه دکتر محمد معین

پی نوشت : یعنی خدایی عکس این کرتیر رو ببینید من که یاد راسپوتین می افتم . ببینید ما چقدر پتانسیل برای کارهای داستانی و سینمایی داریم اما دریغ و درد از این همه رخوت !!!!!!!! 

  
نویسنده : مهربون ; ساعت ٩:٢٤ ‎ق.ظ روز ۱۳۸٩/٩/۱٧
تگ ها : خط

خطوطی که باید دوباره بیاموزم !

بچه ها وعده کرده اند نگذارند استاد بیشتر از سیلابس های مورد نظر آنها درس بدهد هر جلسه سر کلاس کتیبه خوانی همین وضعیت را داریم . مظفری نیا شروع می کند از میترائیسم تا چنگیز سوال های عجیب و غریب طرح کردن و پشت بندش رحیمی و میسمی سوال های بامزه ایی از تاریخ ایران طرح می کنند . یکشنبه چشم هایم سنگین شده بود که وحیدفر اشاره کرد که نوبت توست به ناچار وارد دوره ی اشکانی شدم به نوع نگرش آنها به دین گیر سه پیچ دادم  استاد هم پرت از هم جا همراهی می کرد آنقدر این شیطنت ها ادامه داشت که یک ساعت از نود دقیقه آموزشی به حرافی گذشت . بچه ها از شدت خنده کمبود شده بودند من که تمام توانم را به کار می بردم تا قهقهه سر ندهم . بچه ها ( یکی از خانم ها و تعدادی از آقایان هم کلاسی معلم هستند) خیلی راحت کلاس را در دست می گیرند اگر استاد نتواند خوب هندل کند فاتحه آن ساعت خوانده است . در واقع  چند جلسه اخیر کلاس کتیبه خوانی تبدیل به یک سوژه برای تفریح و شوخی شده است .

  
نویسنده : مهربون ; ساعت ۱:٥۳ ‎ب.ظ روز ۱۳۸٩/٩/۱٥
تگ ها : زندگی

لاادری !

عادت کرده ام که به هیچ چیز عادت نکنم !

  
نویسنده : مهربون ; ساعت ۱:٠٥ ‎ب.ظ روز ۱۳۸٩/٩/۱٤
تگ ها : زندگی

غربت یه دیوار بین منو دستات

این روزها فقط عکس می بینم از دوستانی که در کشورهای مختلف جهان درس می خوانند و کار می کنند و گاهی هم عشق می ورزند ! الف از استرالیا عکس های پسرش را می فرستد و می نویسد : اینجا همه چیز عالی است فقط ایران را کم داریم !

  
نویسنده : مهربون ; ساعت ۸:۱٤ ‎ق.ظ روز ۱۳۸٩/٩/۱۱
تگ ها : زندگی

از جنس کلمه و رنگ

عزیزکم به درگاه شاهان رفتن چیزی جز بیم و مرگ ندارد . تو که مرد هنری و اندیشه اینجا پای کشان چه می کنی ! بهرام شاه ؛فرق دارد!‌نگو دلبندم این ها خمیره شان حرص است و تو برای پا برهنگان آیین رهایی آورده ای؛ نرو ! می دانی که عاقبتش می شود شمع آجین شدن ! حیف این دست های هنرمند است که بادهای ویرانگر بربالای دار تکانش بدهند ! نرو !اما تو پای کشان می روی! و بغض تاریخ تا همین امروز در گلو مانده !   چگونه می شود که پیامبری از جنس کلمه و رنگ و هوش به دربار  رود تا برای آیین نو و تازه اش پشتیبانی تاج دار داشته باشد !

پی نوشت : به یاد مانی ؛ پیامبر - نقاش ایرانی .

  
نویسنده : مهربون ; ساعت ۸:٢٤ ‎ق.ظ روز ۱۳۸٩/٩/۱٠
تگ ها : کتاب

کتاب سوزان

وقتی فکر می کنی که چقدر آثار ارزشمند در دوره خسرو انوشیروان ترجمه و تالیف شده و این شاه ساسانی که به علم و تحقیق و پژوهش ارج وافری می نهاده است چه کتابخانه های باشکوهی تاسیس کرده ! و بعد که جلوتر می آیی می بینی کتاب ها ناگهان ناپدید شده اند و تو مانده ایی غم متون نخوانده و افکاری که می توانستی شیرینیش را زیر زبانت مزه مزه کنی و بعد برمی خوری به استاد بسیار باسوادی که می گوید : شاید اصلا این کتاب ها نبوده است ! و سنت شفاهی قبیله ات را چماق کند بزند توی سرت که :‌چون ما اهل نوشتن نبوده ایم نوشته مکتوبی بعید است که موجود بوده تا به کتاب سوزان برسد !!!!!!!!!چه فرقی می کند اگر فرد محقق زردشتی کتاب ها را در آب بیاندازد تا به دست مسلمانان نرسد یا اعرابی که کتاب ها را نابود کند تا دشمن را حسابی سرکوب کرده باشد  یا مغول و افغان و ترکی که کتابخانه آتش بزند و دانشمند و نویسنده ی بکشد با استادی که از بن و ریشه منکر وجود کتاب و تفکر و اندیشه می شود و کم مانده  فقط بگوید تخت جمشید را اسکندر ساخت و خسرو پرویز آتش زد !!!!!!!!! جنایت و خیانت به دست هر کسی انجام شود معنایش عوض نمی شود !!!!!! از نظر من بی سوادی یک استاد در این زمان هم پایه با کتاب سوزان دوره عطار نیشابوری منفور است .

پی نوشت : کلی شعار شد!!!!!!!!!اما باید می گفتم چون این بد رو اعصابم رفته از بس باسواد!!!

٢پی نوشت : سارای عزیز تولدت مبارک

  
نویسنده : مهربون ; ساعت ٧:٥۳ ‎ق.ظ روز ۱۳۸٩/٩/٩
تگ ها : کتاب