معاشقه با واژه ها

خداوند بی نهایت است، لامکان و بی زمان ،اما به قدر فهم تو کوچک می شود و به قدر نیاز تو فرود می آیدوبه قدر آرزوی تو گسترده می شود و به قدر ایمان تو کارگشا می شود. ملاصدرا

واژه های آشنا !

کتاب ها و جزوه های درسی ام را ریخته بودم وسط اتاق دنبال مطلبی می گشتم ! خدا نکند که مغز من به مفهومی گیر بدهد یا یادش نیاید که مثلا " فلان مطلب را کجا خوانده دیگر آن روزم به فنا می رود باید آنقدر بگردم منبع و مطلب را پیدا کنم تا به آرامش برسم وگرنه که کرم ذهنم بیچاره ام می کند . چند روز پیش گیر داده بود به ریشه کلمه گدا و جاسوس که مطمئن بودم در مهر یشت خوانده ام پس از زیر و رو کردن کل جزوه ها اوستا و کتاب رایخلت بالاخره دو کلمه مورد نظر را پیدا کردم تا این خوره دست از سرم برداشت !

pouru spaxstim از واژه  spas که معنی هوشیار ؛ بیننده ؛جاسوس و نگریستن می دهد و spyدر زبان انگلیسی به معنی جاسوس از همین ریشه است !

jaizyanto  از ریشه gad که معنی خواهندگان ؛خواهان ؛ خواستن می دهد که واژه گدا هم از همین ریشه است .

متاسفانه در ایران روی زبان اوستا پژوهش های محدودی انجام شده است و اما تا دلتان بخواهد ایرانشناسان اروپایی و آمریکایی روی این زبان ها کار کرده اند ! اگر حوصله داشته باشید برای ترجمه کردن سایت ایرانیکا هم مطالب خوبی در این زمینه دارد .

  
نویسنده : مهربون ; ساعت ٩:۳٦ ‎ق.ظ روز ۱۳٩۱/٤/٢٩
تگ ها : کتاب

زن با دو ریشه !

کلمه زن چه چیز را به یاد ما می آورد ؟ مادر - همسر - دختر - معشوق !این کلمه در اوستا دارای دو ریشه متفاوت است . در avesta reader نوشته رایخلت،  بخشی هست  که به لغت نامه واژه های اوستایی اختصاص دارد . در این لغت نامه دو ریشه برای واژه zan تعریف شده است . zan 1به معنی حمل کننده ، بارورشدن، تولید کردن و متولد شدن است . کلمه frazand در فارسی میانه و فرزند در فارسی معاصر از همین ریشه است . که استاد اوستای ما دکتر منشی زاده این ریشه را به معنی آزادی و رهایی هم می گرفت و در مهریشت یکی از صفات مهر را که از ریشه zan 1، آزادی بخش و رهایی بخش معنا کرد . چون به عقیده ایشان تولد هم نوعی رهایی محسوب می شود پس می توان این ریشه را آزادی و رهایی هم معنی کرد.

zan 2به معنی دانستن ، دانش و آگاهی است و zan( زان ) در فارسی معاصردر اثر تغییرات آوایی به  dan  ( دان )تبدیل شده است . ( aمصوت بلند است ). همچنان که این کلمه در کردی امروز استفاده می شود zanem یا azanem ( زانم یا آزانم )   به معنی می دانم !

بحث برای روی ماندگاری واژه ها در لهجه های مختلف مورد نظر من در این نوشته نیست . صرفا" بر طبق رفرنس های زبان پژوهان می خواستم به دو ریشه ی کلمه زن اشاره کنم .

پی نوشت :

- گرشویچ asnamرا از ریشه zan شماره ی یک می داند و آزاده و آزاد معنایش می کند آزادی در فارسی معاصر هم از همین ریشه است .

âsu-aspîm dadhâiti mithrô ýô vouru- gaoyaoitish ýôi mithrem nôit aiwi-druzhiñti, razishtem pañtãm dadhâiti âtarsh mazdå ahurahe ýôi mithrem nôit aiwi-druzhiñti, ashaonãm vanguhîsh sûrå speñtå fravashayô dadhâiti âsnãm frazaiñtîm ýôi mithrem nôit aiwi-druzhiñti.

  
نویسنده : مهربون ; ساعت ۱٠:٤٥ ‎ق.ظ روز ۱۳٩۱/٤/٢۱
تگ ها : کتاب

اعصاب بی اعصاب !

یک طنزی دارم نسبت به تشخیص پزشک ها که انگار توی چشمانم می خوانند که به حرفهایی که می زنند اعتقادی ندارم روی تخت با پاچه شلوار بالا زده نشسته ام و دکتر محترم هم بدون اینکه ترحمی داشته باشد سوزن را تا ته توی عضلاتم فرو می کند و در می آورد ! آخ های بلند من هم هیچ اثری روی اراده مصمم او برای زجر کش کردنم ندارد ! بعد زیر لبی مثل زمزمه می گوید : برق گرفتگی !  و بعد شوک های خفیف اما آزار دهنده ایی را حس می کنم  ! که تازه می فهمم منظور از برق گرفتگی همین شوک هاست !!بالاخره کار تمام می شود ! بعد کلی بداخلاقی که چرا درمان را زودتر ادامه ندادی و ..... کلی هم راجع به آتروفی عضله و آسیب عصب حرف می زند ! اولش مثل آدم های رو به مرگ فقط گوش می کنم ! بعدش می پرسم : چقدر امید هست که به حالت طبیعی برگردد! نچی می کند و می گوید : حالا این فیزیوتراپی  رو انجام بده بعد بیا ببینم چی میشه ! از اتاق معاینه بیرون می آیم با وجود تمام خبرهای بدی که شنیدم ،همچنان شنگول پله ها را پایین می آیم به خواهرم زنگ می زنم و کل ماجرا را با خنده و شوخی تعریف می کنم ! چرا ما در هر حالی دوست داریم طرف مقابلمان را دلداری بدهیم ! دقیقا" کاری که خواهرم می کند ! گرما کلافه کننده است ! یادم می افتد که شب عروسی دعوتم ! پس درد و آتروفی و عصب را بی خیال می شوم و شاد و بی خیال می روم تا به مقدمات پیش از عروسی برسم !

  
نویسنده : مهربون ; ساعت ۸:۱٩ ‎ق.ظ روز ۱۳٩۱/٤/۱۸
تگ ها : زندگی

فروردین یشت

دیروز تیرگان بود . لابد دیگر همه می دانند که جشن تیرگان به چه مناسبتی برگزار می شود ! دیشب باران زیادی بارید ! لبخندی مدام به لبم هجوم می آورد که تیشتر ( ایزد باران ) به اپوش دیو خشکسالی پیروز شده است . در ایران باستان تیرگان در تیر روز از تیرماه اتفاق می افتاد . ( سیزدهم تیر ) اما امروزه ده تیر را جشن می گیرند ! تیشتر یشت در اوستا یشت زیبایی است نبرد بین تیشتر و اپوش را باید به تصویر کشید . در همین یشت بندی هست که به تیراندازی آرش اشاره دارد!پور داوود در مقاله یی می نویسد : احتمالا " این جشن ، جشن باران خواهی بوده است چون تیرماه از ماه های خشک و گرم سال است برای همین به این شکل طلب باران می کردند ! اما این تیرماه خلاف این نظریه ثابت شد ! ما نمی دانیم در آن دوره که این شعرها و یشت ها و یسن ها شکل می گرفته آب و هوا و اقلیم به چه شکل بوده است !

فروردین یشت از یشت های بلند اوستاست . این یشت را دکتر چنگیز مولایی ، به عنوان تز دکتر ی مورد بررسی قرار داده است و نشر  دانشگاه تبریز و نشر فروزش آن را به چاپ رسانده اند ! کتاب دیروز به دستم رسید ! دوست عزیزم از تبریز برایم تهیه کردو فرستاد ! نیم نگاهی داشتم به این پژوهش ، نظرات کلنز ، هوفمن ، دارمستتر و... بقیه را بررسی کرده بود ولی به نظرم حرف جدیدی به دانسته های دانشمندان در مورد این یشت نیافزوده بود . به هر حال خسته نباشند چون در زمینه اوستا خیلی کم در ایران کار شده است . البته باید گفت که ویراستار علمی اثر دکتر بهمن سرکاراتی بود که دست توانایی در زبانهای باستانی دارد .

نقدی در مورد این کتاب از یدا... منصوری می خواندم که توضیح داده بود hu- taosaیا همان هوتوس همسر کی گشتاسب که معنای نامش می شود نیک ران یا خوش ران که یکی از خصائل زیبایی برای زن محسوب می شود در کتاب دکتر مولایی از قلم افتاده است !

  
نویسنده : مهربون ; ساعت ۸:٢٤ ‎ق.ظ روز ۱۳٩۱/٤/۱۱
تگ ها : کتاب