معاشقه با واژه ها

خداوند بی نهایت است، لامکان و بی زمان ،اما به قدر فهم تو کوچک می شود و به قدر نیاز تو فرود می آیدوبه قدر آرزوی تو گسترده می شود و به قدر ایمان تو کارگشا می شود. ملاصدرا

هی فلانی !

هی فلانی

زندگی شاید همین باشد

یک فریب ساده  و کوچک

من گمانم زندگی باید همین باشد

زخم خوردن آن هم از دست عزیزی که برایت هیچ کس چون او گرامی نیست

بی گمان باید همین باشد.

اخوان ثالث

  
نویسنده : مهربون ; ساعت ۱٠:۳۳ ‎ق.ظ روز ۱۳٩۱/٥/٥
تگ ها : شعر

اتیمولوژی

با دوستی راجع به ریشه واژه ها صحبت می کنیم مدام می خواهد ثابت کند که در مورد ریشه ی مثلا" فلان کلمه حق با اوست ! من اصراری به درست بودن نظراتم ندارم اما در این رشته بدون رفرنس و منبع حرف زدن ! بی اساس و غیر قابل قبول است ! حتی اگر راجع به یک واژه چند زبان شناس نظر داده باشند باید به همه ی آنها اشاره داشته باشی ! به قول استادم که همیشه به ما می گفت:  اتیمولوژی حدسی و اینترنتی به درد خودتان می خورد ! و خدایی هم این همه کتاب در خصوص اتیمولوژی نوشته شده است !

در خصوص کلمه چیستا در منابع مختلف می خوانیم که ایزد بانوی دانش و خرد است اما دکتر آموزگار  از منابع لاتین به معنی در خور توجه یا مورد توجه ترجمه  می کنند و پرفسور کلنز هم به همین معنی در خصوص نام پوروچیستا دختر زرتشت اشاره دارد و این کلمه را بسیار مورد توجه مردان ترجمه می کند !

متنی لاتینی را از نوشته های پرفسور کلنز ترجمه می کردم در این مقاله که در مورد متن اوستایی هادخت نسک بود ایشان اشاره ایی داشتند به دئنا(daenaa) که ایزد بانوی دین است و واژه دین هم از همین کلمه گرفته شده است و برعکس نظری که این کلمه را عربی می داند ! در هادخت نسک که نوشته ی در مورد مرگ است با روان مزدیسنای درگذشته مواجهیم که بعد از سه شب در روی پل چینود با زن زیبایی مواجهه می شود (مینوی خرد - نمونه پهلوی این نوشته )و پرفسور اینگونه در مورد این دیدار می نویسد :

From that moment, the soul enjoys the same š´āiti “tranquillity” which piety had provided to the living man. This feeling has three aspects: the peace of sleep during the three nights of death, the absolute trust in what was to happen, and also the pleasures of love. The daēnā is a young girl who has just reached the age of nubility (kainīn) and the uruuan a man whom death has just returned there (yuuan). The transition of the “young girl” to becoming a “young woman” (carāitī) to mark the daēnā discreetly and surely reveals the matrimonial character of the meeting. The Mazdean death thus appears like a marriage with oneself .see Kellens, 1995

این متن توضیح می دهد ( البته به نظر پرفسور کلنز ) دئنا دختر تازه بالغی هست و روان مرد مرده  تازه رسیده به اون مکان ( چینود پل ) . به نظر می رسد که این یک تحول و گذر یک دختر جوان هست که تبدیل می شود به یک زن جوان .و نشان دهنده این است که دئنا خیلی نامحسوس ولی جدی یک دیدار داردکه موضوع آن مربوط می شود به مراسم ازدواج و زناشویی . وقتی یک مزدیسنایی ( مزدایی) می میرد به نظر می رسد که ازدواج می کند با خودش .

پروفسور کلنز نظرات بسیار متفاوتی در خصوص اوستا دارد که به نظرم قابل تامل و تفکر برانگیز است !

اتیمولوژی: ریشه شناسی !

مینوی خرد (پست مرتبط)

  
نویسنده : مهربون ; ساعت ٩:٤٢ ‎ق.ظ روز ۱۳٩۱/٥/۳
تگ ها : کتاب