معاشقه با واژه ها

خداوند بی نهایت است، لامکان و بی زمان ،اما به قدر فهم تو کوچک می شود و به قدر نیاز تو فرود می آیدوبه قدر آرزوی تو گسترده می شود و به قدر ایمان تو کارگشا می شود. ملاصدرا

خوره یا هورنه یا خورن

راجع به فره یا خوره همه ما چیزهایی شنیده ایم ! شعاع نوری که در اطراف سر شاهان ایرانی در نگاره ها می بینیم نشان همین فره یا خوره است . گنولی می گوید :خوره از واژه خورن ؛ به معنای خورشید گرفته شده است .از این رو با معانی متعدد مرتبط با نور و درخشش و هاله و خورشید ؛ خوره یا فره ؛ حاصل دگردیسی مفهومی هورنه ,به معنای چیزهای مطلوب و خواستنی ، از جمله ثروت و دارایی های فراوان است .این چیزهای مطلوب و خواستنی می تواند در قالب هدیه نیز مطرح شود .

برگرفته از مقاله یِ امام اسماعیلی ناصر خسرو و شاهی آرمانی در ایران باستان . شروین مقیمی زنجانی

پی چسب : در همین مقاله دکتر مقیمی کاریزما یا کاریزماتیک را طبق نظریه وبر تقریبن با فره یکی می داند .

  
نویسنده : مهربون ; ساعت ۸:۳۸ ‎ق.ظ روز ۱۳٩٢/۱۱/۳٠
تگ ها : زبان

شال سرخ!

دارم برای خودم یه شال سرخ سه گوش می بافم ! که بسیار زیباست ! اون روز که رفتیم خونه برادرم یک کیک خوشمزه با این دستور پختم و بردم که بسیار مورد استقبال قرار گرفت !کلن الان توی فاز خانه داری هستم !

  
نویسنده : مهربون ; ساعت ٧:٥٩ ‎ق.ظ روز ۱۳٩٢/۱۱/٢٧
تگ ها : زندگی

آرزوی من این است !

بانوی ماه و زویای عزیزم منو به یه بازی نتی دعوت کردن که باید آرزوهام رو بگم !باید بگم که آرزوی ِ من این است که همه یِ ایرانیها از جمله خودم شاد باشیم !آرزوی من این است که همه ی ِ اونایی که می شناسم و نمی شناسم به آرزوشون برسن ! اما آرزوم برای شخص خودم اینه که تا زمانی که زنده ام بخونم و بنویسم ،یاد بگیرم  و از خدا می خوام کمکم کنه تا چیزهایی که یاد می گیرم رو بتونم انتقال بدم ! دیدید من آرزوهای بزرگ ندارم آرزوهام قد خودمه ! امیدوارم که شاد و پیروز باشید!

  
نویسنده : مهربون ; ساعت ۸:٠٥ ‎ق.ظ روز ۱۳٩٢/۱۱/٢۳
تگ ها : زندگی

برف می بارد !

یک - آرش کمانگیر سیاوش کسرایی توی شب برفی کنار بخاری یا شومینه خیلی حال میده !

دو- با کسالت که از خونه بیای بیرون و یکهو با موج سپید و درخشان مواجه بشی که زیر پات قرچ و قرچ می کنه یعنی لحظه ی آغاز و بعد تا سر کوچه آواز خوان بری و زیر نور چراغ برق به پولک های نقره یی با عشق نگاه کنی و باز شعر بخونی یعنی آخرت روز خوبی رو شروع کردن !

سه - یاد حرف دوستت بیفتی که گفته محکم راه برو و نترس ! یعنی یاد دوستت که دیگه فیزیکش نیست هنوز زنده اس برات !

چهار - کتاب کتیبه های هخامنشی ، پیر لکوک که برسه دستت یعنی روزت ساخته شده کلی نکته ی جدید راجع کتیبه ها و لغات باستانی داره !

پنج - برای دوستت که می خواد برای عروسی برادرش کتاب بخره نسخه بپیچی و اونم بگه چشم ! یعنی یکی تو رو اندازه ی خودش قبول داره که برای خرید باهات مشورت میکنه ! این یعنی عین خوشبختی !

شش- امروز حس قشنگی داشتم آسمان چطور یکهو ما رو سورپرایز کرد !

هفت - دلم برای درس خوندن تنگ شده دوباره !

هشت - به نظرتون عشق ییهو اتفاق میفته یا تدریجی و خرنده ؟

  
نویسنده : مهربون ; ساعت ۱۱:۱٢ ‎ق.ظ روز ۱۳٩٢/۱۱/۱٦
تگ ها : زندگی

درد جاودانگی

صدای قاشق چایی توی لیوان هر صبح تکرار میشه من از کنار دفتر کار  همکارم عبور می کنم و وارد دفتر کار خودم میشم ! انگار این قندها و چایی های دنیا تمامی نداره ! باز یک مقاله جدید خوندم که روانم رو به غارت برده ! نمی دونم چرا این شکلی هستم هر وقت یک مقاله یِ جدید توی رشته یِ خودم یا مرتبط به رشته یِ خودم می خونم کلی دپرس میشم ! می دونم که همش مربوط به درد جاودانگی ِ! کلی وقت بود که از کوندرای عزیز چیزی ننوشته بودم ! جاودانگی کوندرا رو حتمن بخونید برای من که توی کتابخونه دوستم پشت داده بود به پشت کتابهای ِ اون و من هم روم نشد بگم کتابم رو بده ببرم ! خدایی بد بود دیگه ! ها مقاله رو می گفتم پریروز یک مقاله با نام تاریخنگاری پسا باستان رسید دستم و دیروز داشتم ترجمه اش می کردم کلی دوباره غصه می خوردم ! که من چقدر عقبم ! و این قضیه باعث میشه ناامید بشم ! یه روزهایی بود که آرزوم درس دادن بود ! کارمند بودن خیلی با ذائقه ام جور درنمیاد ! یکی دوتا از همکارام اهل پژوهش و تحقیقند ! اما این طبع بلند پرواز آنی رهام نمی کنه ! و شعری از دکتر امین پور در این رابطه :

ادامه مطلب   
نویسنده : مهربون ; ساعت ٧:٥٥ ‎ق.ظ روز ۱۳٩٢/۱۱/٧
تگ ها :

مقدونی یا مغانی مسئله این است !

در دیدار از تخت جمشید یک لیدری داشتیم به نام آقای ب .ب  اطلاعات خوبی داشت راجع به تخت جمشید !اما این میان کل حمله یِ اسکندر و آتش زدن تخت جمشید را به دست او منکر شد ! گفت که این شخص به احتمال زیاد اسکندر مغانی بوده است که از مغان بوده و آمده و تخت جمشید را آتش زده و رفته ! ثابت کردن این نظریه به همین راحتی نیست ها ! یعنی اینکه هردوت و نمی دانم فلان کتاب زردشتی و ... را باید انکار کنی تا بشود به نتیجه ی دلخواه ایشان برسی . بعد استادی داشتم که جنوبی بود طعم شخصیتش مثل قلیه ماهیی می ماند که من پخته بودم نه خیلی ترش و نه خیلی جا افتاده ! یک چیزی مثل خورشت جا نیفتاده من که سبزی و ماهی و تمرهندی اش اندازه نبود ! بعد سر کلاس پهلوی کتیبه ایی گیر داد به اسکندر و کل حمله او به ایران را منکر شد و بچه ها هم خدا خواسته سر بحث را گرفتند و آنقدر کشیدند تا رسید به آخر ترم ! این همه را گفتم که بگویم اصلن جنوبی ها یک عِرقی دارند که اسکندر را نادیده بگیرند به نظرم یک اپیدمی است در جنوب ! به هر حال اگر اطلاعات راجع اسکندر مغانی داشتید ما را بی خبر نگذارید !

  
نویسنده : مهربون ; ساعت ۱:۳۸ ‎ب.ظ روز ۱۳٩٢/۱۱/٢
تگ ها : تاریخ

آذر & آتر&آتور& آگر

آذر یا آتر یا آتور یا آگر همه معنی آتش می دهند ! شنیده اید که به زبان ترکی زبان آذری هم می گویند به دلیل این که در آذربایجان یا آتروپاتگان پس از پذیرش زبان ترکی ؛ ترکی صحبت می شود .  آتروپادتگان به معنی جایگاهی است که آتش مورد مراقبت قرار می گیرد . پاد از ریشه یِ paa به معنی پاییدن است که پدر هم از همین ریشه گرفته شده است . در ایران باستان سه آتشکده مقدس وجود داشته است . آذرگشنسب ( به معنی آتش جهنده یا آتش اسب نر ) که در نزدکی شهر تکاب وجود دارد و به تخت سلیمان معروف است . آذر برزین مهر ( به معنی آتش مهر &میترای بلند بالا) که به روایتی در سبزوار و به روایتی در نیشابور قرار دارد . آذر فرنبغ ( به معنی آتش فره ایزدی ) در فیروز آباد پارس قرار دارد . این سه آتشکده ی ِ مهم به ترتیب آتش جنگاوران و شاهان &آتش کشاورزان & آتش موبدان بوده است .

  
نویسنده : مهربون ; ساعت ۸:٢٩ ‎ق.ظ روز ۱۳٩٢/۱۱/٢
تگ ها : زبان