معاشقه با واژه ها

خداوند بی نهایت است، لامکان و بی زمان ،اما به قدر فهم تو کوچک می شود و به قدر نیاز تو فرود می آیدوبه قدر آرزوی تو گسترده می شود و به قدر ایمان تو کارگشا می شود. ملاصدرا

شور ِ شیرین !

خودم را سپردهام به شور شیرین ! باربد که لباس سبز پوشیده و پشت درخت ها خنیاگری می کند تا خسرو ِ ایران بداند چه دستان هنرمندی دارد ! تا دیروز نمی دانستم شیرین از کدام ریشه است ولی دیروز دوست عزیزی برایم میل زده بود و اینطور نوشته بود : اشتقاق واژه شیر عبری ؛ به واژه شیرین می رسد . نکته جالب معنی واژه شیرین در زبان آرامی است شیرین یعنی شعری که برای آهنگی ساخته می شود به آن لیریکس می گوییم . از آنجایی که دربار خسرو پرویز مملو از فضای شعر و آواز و موسیقی بوده ، پس معنای نام شیرین به معنای امروزی که ما آن را تصور می کنیم نبوده ؛ بلکه خسرو پرویز همسر محبوب خود را از آن روی شیرین می نامیده که وجودش همچون نقشی از شعر بوده است .

پی چسب : دستگاه شور در موسیقی هم از همین ریشه است .

  
نویسنده : مهربون ; ساعت ۸:٢۳ ‎ق.ظ روز ۱۳٩٢/٢/٢٤
تگ ها : زبان

فلک به مردم نادان دهد زمام امور !

برایتان از استادی که ترم سوم نصیبان شده و کلی هم سر کلاسش تفریح می کردیم گفته بودم ! حالا همان خانم استاد که ریشه یک کلمه یِ باستانی را درست و درمان نمی دانست شده است مدیر گروه فرهنگ و زبانهای باستانی !!!!!!!! البته هنوز کمی خجالت می کشند و ایشان را به دانشجوهای دکتری تحمیل نکرده اند ! واقعن سلاح خوبی است یک استاد بی سواد باید بشود مدیرگروه رشته یی که دکتر راشد محصل و آموزگار و میرفخرایی و...... در آن درس می دهند . فکر کن فاتحه آن رشته خوانده شده است !

  
نویسنده : مهربون ; ساعت ٩:٤٩ ‎ق.ظ روز ۱۳٩٢/٢/٢٢
تگ ها : زبان

چهار فیلم با یک بلیط !

مثل این است که به من سپرده اند که هر چه فیلم جدید گرفتم را با هم ببینم یعنی یک نفس Amuor و یکی می خواد باهات حرف بزنه و من همسرش هستم و باغ بلور را می بینم ! توصیه می کنم ! همه را ببینید !

یکی بیاد باهم بریم حوض نقاشی و برف روی کاج ها را ببینیم !( خدایی چند ساله سینما نرفتم )!:)

  
نویسنده : مهربون ; ساعت ٧:۳۳ ‎ق.ظ روز ۱۳٩٢/٢/۱۱
تگ ها : فیلم

یاد!

برای صبحانه سنگگ گرفته ام می گذارمش روی میز و نصفش می کنم و نان نصفه را می دهم به همکارم ! کوچک که بودم همیشه رفتن به سنگگی سر کوچه برایم دلپذیرترین کار دنیا بود تنها عمویم ؛ شاطر بود ! هر وقت با کفش های ِ کوچک گوجه یی رنگم می رفتم داخل نانوایی به همکارش اشاره می کرد تا یک خمیر کوچک بگیرد بعد یک سنگگ کوچک تخمه دار ِ دوآتشه را می داد به من که بگذارمش داخل زنبیل کوچکم و گاهی پولی هم برای خرید خوراکی می گذاشت توی زنجبیل و با لبخندی راهیم می کرد . بنده خدا خیلی بچه ها را دوست داشت ! اهل مطالعه بود ؛ البته در زمینه دین و عرفان ! همیشه کلی روایت از بایزید و شبلی و .... بلد بود . رو خوانی قرآنش خوب بود همه ی بچه های ِ فامیل پیشش تلمذ ِ قرآن می کردند . بچه نداشت . زنش از سادات بود ! همه ی ِ فامیل سادات خانم صدایش می کردند ! وفادار مانده بود و با زن دیگری برای ادامه ی ِ نسلش ازدواج نکرده بود ! البته می گفتند در جوانی شیطنت هایی کرده است ! اما من که پسر عمو و یا دختر عمویی که بعد ها پیدا شود ادعایی داشته باشد ندیدم ! امیدش به این بود که خواهر زداه ها و برادرزاده ها بعد از مرگش یادش کنند ! از مرگش سالها می گذارد فکر کنم دو بار سر مزارش نرفته باشم ! برای تنها نبودن در آن دنیا نمی شود به بچه این و آن دل بست ! حتی این روزها نمی شود به بچه خودت دل ببندی که بعدها یادت  کند یانه ! چایی در فنجان بلور سرد شده ! نگاهم روی سنگگی که حالا خنک شده خیره مانده است !

  
نویسنده : مهربون ; ساعت ٧:٤٧ ‎ق.ظ روز ۱۳٩٢/٢/٩
تگ ها : زندگی

tano mansra

این روزها سروش و هاتف غیبی و تن فرمان بودن او و نامش که معنای اطلاعت را می دهد ذهنم را خیلی به خودش مشغول کرده در کتاب سروش یسن از دکتر راشد محصل خواندم که راجع به سروش نوشته بود تنو مانثره و ایشان این واژه را تن فرمان ترجمه کرده بودند ! خیلی ترکیب رویایی است که ایزدی تنش از کلام مقدس یا مانثره باشد ! به هر حال همین واژه ی سروش را کریستین سن در کتاب ایران در دوره ساسانی با برداشتی از کتاب دین های ایرانی نیبرگ -اطلاعت- ترجمه کرده است . همان طور که می دانید سروش جز ء ایزدانی است که از ایران باستان و از درون گات ها و یشت ها به درون شعر شاعران سفر کرده است و حتی او را گاهی با سیمرغ شاهنامه یکی می دانند ! به هرحال سروش که هم اینک نیز برای ما معنی پیام آور غیبی را دارد زاییده ی اندیشه شاعران قبایلی است که شعر را بر پشت اسبانشان می سرودند .

دینهای ایرانی = نیبرگ

ایران در دوره ی ساسانی = آرتور کریستین سن

سروش یسن = تقی راشد محصل

مقاله ی ِ سکه شناسی ترجمه می کنم هر کجا کم می آورم می روم ترانه های در ِ پیت انگلیسی ترجمه می کنم.زبان

  
نویسنده : مهربون ; ساعت ۸:٠۱ ‎ق.ظ روز ۱۳٩٢/٢/٥
تگ ها : زبان

باب اسفنجی

من عاشق این پلانگتون توی کارتون باب اسفنجی هستم .

بعد نوشت : خدایی خاک ِ آشنا بهمن فرمان آرا را حتمن ببینید.

  
نویسنده : مهربون ; ساعت ٧:٥٢ ‎ق.ظ روز ۱۳٩٢/٢/۳
تگ ها : فیلم