معاشقه با واژه ها

خداوند بی نهایت است، لامکان و بی زمان ،اما به قدر فهم تو کوچک می شود و به قدر نیاز تو فرود می آیدوبه قدر آرزوی تو گسترده می شود و به قدر ایمان تو کارگشا می شود. ملاصدرا

سحر

 یک اتفاق جالب ! در کتابفروشی به یک داستان از سحر میرچگینی بر خوردم . فکرکردم اشتباه می کنم اما نه اشتباه نبود این همان دختر شیطان و شلوغ دبیرستان ما بود که حالا قصه اش چاپ شده است . چقدر با هم احمد محمود و دولت آبادی و چوبک در زنگ زمین شناسی خوانده بودیم . حالا داستانش را چاپ کرده است کلی خوشحالی و تعجب . کار را نخواندم و لی از اینکه سحر حرکت جدیدی داشته خوشحالم . وقتی در سن پایین ازدواج کرد همه گفتیم : حرام شد . ولی همیشه هم قوانین و حکمی که ما صادر می کنیم درست از آب در نمی آید.

  
نویسنده : مهربون ; ساعت ٧:٤٧ ‎ق.ظ روز ۱۳۸۸/٢/٢٧
تگ ها : زندگی