معاشقه با واژه ها

خداوند بی نهایت است، لامکان و بی زمان ،اما به قدر فهم تو کوچک می شود و به قدر نیاز تو فرود می آیدوبه قدر آرزوی تو گسترده می شود و به قدر ایمان تو کارگشا می شود. ملاصدرا

دجیک جیک مستون

تا به حال دقت کردید که این کلمات چه قشنگ کنار هم نشسته اند : جیک جیک مستان . (‌جیک جیک مستون ) نمی دانم ملخ و مورچه است یا بلبل و مورچه است که با هم گپ و گفت دارند و مورچه هی مثل میخ فرو می رود در اعصاب بلبل یا ملخ که: ذخیره کن؛  زمستان نزدیک است و فردا از گرسنگی می میری و بعد هم که زمستان می رسد مورچه در آسایش و آن موجود دیگر در سختی و رنج است.

اما چند نکته جالب :

١-در حال حاضر مورچگان گرامی در زمستان هم در حال حمل آذوقه هستند ( در اثر به هم خوردن نظم گرما و سرما و گرم بودن داخل خانه ها ).

٢- مورچگان از شدت حریص بودن دارند خودشان را خفه می کنند فکر کنم یک عیب بزرگ مورچه ها را پیدا کردم طماع بودن !

٣- این قصه پند آموز در واقع زندگی کردن در لحظه را زیر سوال می برد و گوشزد می کند که مدام باید در تلاش برای تامین آینده نیامده بود .

۴-  خیلی از بی خیال بودن این بلبل یا ملخ خوشم آمد ولی خدایی قلم در دست دشمن بوده و نهایتا" کاری کردند آن که رها تر است را به گدایی به در آن که حریص تر است بفرستند ( توطئه تاریخی)

۵- اما این قصه مینی مال فقط به درد بانک دار ها و محصولات تبرک ( حمید) می خورد .

  
نویسنده : مهربون ; ساعت ۸:٠۸ ‎ق.ظ روز ۱۳۸۸/۳/۱٢
تگ ها : نقد