معاشقه با واژه ها

خداوند بی نهایت است، لامکان و بی زمان ،اما به قدر فهم تو کوچک می شود و به قدر نیاز تو فرود می آیدوبه قدر آرزوی تو گسترده می شود و به قدر ایمان تو کارگشا می شود. ملاصدرا

از جنس کلمه و رنگ

عزیزکم به درگاه شاهان رفتن چیزی جز بیم و مرگ ندارد . تو که مرد هنری و اندیشه اینجا پای کشان چه می کنی ! بهرام شاه ؛فرق دارد!‌نگو دلبندم این ها خمیره شان حرص است و تو برای پا برهنگان آیین رهایی آورده ای؛ نرو ! می دانی که عاقبتش می شود شمع آجین شدن ! حیف این دست های هنرمند است که بادهای ویرانگر بربالای دار تکانش بدهند ! نرو !اما تو پای کشان می روی! و بغض تاریخ تا همین امروز در گلو مانده !   چگونه می شود که پیامبری از جنس کلمه و رنگ و هوش به دربار  رود تا برای آیین نو و تازه اش پشتیبانی تاج دار داشته باشد !

پی نوشت : به یاد مانی ؛ پیامبر - نقاش ایرانی .

  
نویسنده : مهربون ; ساعت ۸:٢٤ ‎ق.ظ روز ۱۳۸٩/٩/۱٠
تگ ها : کتاب