معاشقه با واژه ها

خداوند بی نهایت است، لامکان و بی زمان ،اما به قدر فهم تو کوچک می شود و به قدر نیاز تو فرود می آیدوبه قدر آرزوی تو گسترده می شود و به قدر ایمان تو کارگشا می شود. ملاصدرا

زن و فرهنگ

شاید مرگ آگاهی یا مرگ اندیشی در هر ایرانی به نوع تفَکر و نوستالژی شرقیش باز می گردد اما در مورد خود من به کودکی نه چندان آرامم. به یاد دارم زمانی که کودکی ٨-٩ ساله بودم اتفاق عجیبی در محله ما افتاد که اهالی را تا مدتها در شوک نگاه داشت . در کوچه ای که ما ساکن بودیم یک زن با ٧ پسر و دو دخترش زندگی می کرد و به علت حادثه ای شوهرش را چند سالی می شد که از دست داده بود . زنی بود بسیار آراسته که همین پاکیزگی موجب سخن پراکنی سبزی پاک کن های محله شده بود وایما و اشاره مردان در زمان عبور او از هر مکانی .پس از مدتی شایع شد که بقال چشم چران و متاهل آن محله زن را صیغه کرده است  وفکر کن پسران زن  همگی رشید و غیرتی . بالاخره خاله زنک بازی اهالی کار خودش را کرد و در یک شب بارانی که زن و مرد بقال عازم شهر دیگری بودند دوپسر زن به تعقیب و گریز آنان می پردازند و مثل فیلم های آمریکایی می پیچند جلو ی ماشین ناپدری . مرد بقال هم که مثل تمام مردان ایرانی در خودرو خود یک قمه !!!!!!!! نگه داری می کرد بی مهابا قمه را به گردن یکی از پسرها می زند که شاهرگ حیاتی قطع می گرددو پسر دیگر پابه فرار می گذارد و پسر مصدوم در آغوش مادر جان می سپارد اما بشنوید از پسر فراری که همان شب تمام موهای سر و صورتش از ترس ریخت و تاکنون هم اثری از موهای برباد رفته در سر و کله آن نگون بخت دیده نمی شود . بعد از این ماجرا مدتی محله ما مثل محرم شلوغ بود و همه عزادار!!!!!! حالا فکر کن همین حضراتی که تا دیروز به پسران زن لقب بی غیرت داده بودند امروز خود را در غمی که با جهل خود پدید آورده بودند شریک می دانستند . زن بیچاره را سالها کسی ندید بعدها شنیدیم که وقتی از محله ما رفتند پسر بزرگتر مادر را به مدت ده سال در خانه زندانی کرده است !!!!!! نمی دانم به این نادانی چه می توان گفت غیرت - جهل مرکب - تعصب - جاهلیت قومی و قبیله ای و....... حالا شما قضاوت کنید این ماجرا مثل صفحه حوادث ایران نبود ؟

  
نویسنده : مهربون ; ساعت ۸:٠۱ ‎ق.ظ روز ۱۳۸٧/۸/٢٠
تگ ها : فرهنگ