معاشقه با واژه ها

خداوند بی نهایت است، لامکان و بی زمان ،اما به قدر فهم تو کوچک می شود و به قدر نیاز تو فرود می آیدوبه قدر آرزوی تو گسترده می شود و به قدر ایمان تو کارگشا می شود. ملاصدرا

کوندرا و دیگران

شاید میلان کوندرا را به خاطر اینکه تحت تاثیر نیچه فیلسوف آلمانی است دوست می دارم . اما به خاطر ندارم نویسنده تا به حال به این قدرت در ذهن من ماندگار شده باشد . میلان کوندرا را زمانی که در کتابخانه کار می کردم کشف کردم . چه کشفی . فوق العاده اسرارآمیز و زیبا . بارهستی جاودیی بود که مرا تا انتهای کتاب های کوندرا برد . زندگی جای دیگری است را در یک سیزده بدر کسل کننده خواندم و هنوز به پایان رساندن آن کتاب خوب به یاد دارم که مصادف بود با هجوم اهالی خانه که به گردش رفته بودند و داد و قال که چرا نیامدی و من که کیف خواندن کتاب زیر دندانم بود لبخندی با بدجنسی می زدم می گفتم : نمی دونید که من چی خوندم ؟ بعد جاودانگی و جهالت را با ولع خواندم شاید یک جورهایی بتوان کوندرا را نویسنده زنان نیز نامید چون کارآکتر های زن داستان هایش قوی تر و شفاف تر از کارآکترهای مرد هستند . اما نگاه ویژه کوندرا به بازی های پیچیده بین انسان ها  ؛ جالب و خواندنی است .

در جاودانگی با خواندن هر فصل شوک جدیدی به من دست می داد که تا نخوانید نمی دانید که این شوک از چه جنسی است . کوندرا عقیده دارد دنیای مدرن فردیت ما را مدام مورد هجوم قرار می دهد حتی با آوای موسیقی- امواج به خلوت ما تهاجمی را شکل می دهند .

بعد از کوندرا شاید از اری دلوکا و پل آستر ( آمریکایی)بهترین کارها را خواندم . البته کوه خدا تنها کاریست که از دلوکا خواندم و لذت بخش بود نویسنده های ایتالیایی هم  جالب می نویسند . اما آستر فضای خلق می کند که یک آن احساس می کنی روی یک کره دیگر زندگی می کنی . در ایران از کار نویسندگانی چون بیژن نجدی - گلی ترقی - هوشنگ گلشیری - احمد محمود - دولت آبادی و چند نفردیگر که الان نامشان در خاطرم نیست خوشم می آید . البته افغان ها هم بله !!این خالد حسینی و عقیق رحیمی هم که در حال تاختن هستند .  یک شعر هم در جشنواره شعر فجر از خالده فروغ ( افغانی ) شنیدم که هنوز کلمات را مزمزه می کنم . خلاصه که ادبیات دنیایی دارد که اگر به هر کدام بپردازم شاید بایدساعاتی وقت صرف شود تا حق مطلب را ادا کنم . تا یادم نرفته این غاده السمان و نزار قبانی هم شاعران خوش قریحه ای هستند که نباید از دفاتر شعرشان غافل بود .

  
نویسنده : مهربون ; ساعت ۱٢:٠٤ ‎ب.ظ روز ۱۳۸٧/٩/٢٤
تگ ها : کتاب