معاشقه با واژه ها

خداوند بی نهایت است، لامکان و بی زمان ،اما به قدر فهم تو کوچک می شود و به قدر نیاز تو فرود می آیدوبه قدر آرزوی تو گسترده می شود و به قدر ایمان تو کارگشا می شود. ملاصدرا

خانه های یک شکل

از ریاضی شاید همین یادم مانده باشد که اعداد را از راست به چپ سه تا سه تا جدا کنم و بخوانم ! اما از معماری در این حد هم نمی دانم فقط این را خوب خوب درک می کنم که از خانه های یک شکل بیزارم و همیشه حس می کنم داخل این خانه های آدم هایی با سلیقه های یک شکل و چهره های مات زندگی می کنند و شب هایشان را در بیخودی رویاهای گچی می گذرانند . انگار یک فکر استبدادی این ها را وادار کرده که در قوطی کبریت های یک شکل بلولند . همیشه از تصور پنجره های یک شکل و بی فرم که مثل یک چشم به ظاهر سالم ولی کوراست تنم میلرزد انگاردستی می خواهد مرا دراین سوراخ های تاریک زندانی کند و من در تکاپوی گریزم . یک زمانی کارتون  شاهزاده کوچولو را که می دیدم از روشن شدن چراغ خانه های یک شکل با گذر شازده کوچولو به وجد می آمدم اما حالا فقط به یاد جنگ و قحطی و کمبود مکان و غذا می افتم و فکری که به جای  عموم مردم تصمیم می گیرد .

  
نویسنده : مهربون ; ساعت ۸:٥٧ ‎ق.ظ روز ۱۳۸٧/۱٢/٢٤
تگ ها : زندگی