معاشقه با واژه ها

خداوند بی نهایت است، لامکان و بی زمان ،اما به قدر فهم تو کوچک می شود و به قدر نیاز تو فرود می آیدوبه قدر آرزوی تو گسترده می شود و به قدر ایمان تو کارگشا می شود. ملاصدرا

امان از پز روشنفکری

در13 ؛14 سالگی  مثل همین حالا عاشق کتاب خواندن بودم . یک روز در خانه عمه جانم مهمان بودم حوصله مان سر رفت هر کدام کتابی به دست گرفتیم تا بخوانیم . دختر عمه جان  کتاب کفش های غمگین عشق - ر. اعتمادی - و من کتاب وسوسه - جین آستین- . فضای کتاب های آستین انگلیسی فاخر و متین است و فضای کتاب های اعتمادی 6 و 8 . دختر عمه جان با ولع صفحات کتاب را می بلعید و من به کندی می خواندم و گاهی هم با حسرت به ورق های کاهی کتاب او چشم می دوختم و دلم می خواست کتاب او را بخوانم . اما حال و هوای کلاس گذاشتن و داستان خارجی خواندن اجازه نمی داد که از او تقاضا کنم کتابش را به من امانت بدهد تا بخوانم . بله ؛ بالاخره بنده بعد از خلاص شدن از پز روشنفکری  تمام کتاب های ر. اعتمادی را خواندم . نمی دانید خواندن این کتاب های زرد چه لذتی دارد و حالا عقده خواندن هیچ کتاب زردی بر دلم نمانده است . عینک

  
نویسنده : مهربون ; ساعت ۸:٢٢ ‎ق.ظ روز ۱۳۸۸/۱/۱٧
تگ ها : کتاب