به آرامی شروع به مردن می کنی !

تغییر شغل سبب شده است وقت کمتری برای اندیشیدن و نوشتن داشته باشم تا سرو سامان دادن این قسمت وضعیت همین خواهد بود!!!!!!!!!!! یعنی خودم می خوام بیام هی بنویسم ها ولی فعلن خیلی شلوغه اینجا ! یاد شعر پابلو نرودا نیفتادید: به آرامی شروع به مردن می کنی اگر اگر اگر اگر........

/ 10 نظر / 50 بازدید
فاطمه

خدا کند زودتر بنویسی. درود و بدرود

زویا

انشالله همیشه سرت گرم کارای خوب خوب باشه :)

خاطره

شغل جدید مبارک سرشار از شادمانی باشی

baran

سلام مهربون کجائی ؟ در چه حالی ؟ [بغل][دلشکسته]

behdone

امیدوارم موفق باشید.

خاطره

سلام مهربانم چطوری عزیزمم[قلب]

مجتبی

[گل][گل][گل][گل][گل][گل][گل][گل][گل]

مراد

جوان که بودم، آرزو داشتم به دانشی دست پیدا کنم که آدمی عمر جاودان یابد. در کنار کتابهایی که برای این منظور می‌خواندم، کتابی از صائب بود که مرا با چنان کتبی کاری نبود. بعدها که در میان آدمیان زیستم و زیستم، آنگاه تنها کتاب صائب بود که می‌خواندم و می‌گفت: ما از این هستی ده روزه به تنگ آمده‌ایم / وای بر خضر که زندانی عمر ابد است.

behdone

اومدم نبودید شاد باشید.

سیاوش

خیلی جالب بود برام که وبلاگ اینهمه سال هنوز حس یه اب روون داره ..یه موجود زنده که داره نفس میکشه این دو سه ماهه ننوشتن م مثه سرما خوردگی میمونه که حتمن بند میاد!!!