دجیک جیک مستون

تا به حال دقت کردید که این کلمات چه قشنگ کنار هم نشسته اند : جیک جیک مستان . (‌جیک جیک مستون ) نمی دانم ملخ و مورچه است یا بلبل و مورچه است که با هم گپ و گفت دارند و مورچه هی مثل میخ فرو می رود در اعصاب بلبل یا ملخ که: ذخیره کن؛  زمستان نزدیک است و فردا از گرسنگی می میری و بعد هم که زمستان می رسد مورچه در آسایش و آن موجود دیگر در سختی و رنج است.

اما چند نکته جالب :

١-در حال حاضر مورچگان گرامی در زمستان هم در حال حمل آذوقه هستند ( در اثر به هم خوردن نظم گرما و سرما و گرم بودن داخل خانه ها ).

٢- مورچگاناز شدت حریص بودن دارند خودشان را خفه می کنند فکر کنم یک عیب بزرگ مورچه ها را پیدا کردم طماع بودن !

٣- این قصه پند آموز در واقع زندگی کردن در لحظه را زیر سوال می برد و گوشزد می کند که مدام باید در تلاش برای تامین آینده نیامده بود .

۴-  خیلی از بی خیال بودن این بلبل یا ملخ خوشم آمد ولی خدایی قلم در دست دشمن بوده و نهایتا" کاری کردند آن که رها تر است را به گدایی به در آن که حریص تر است بفرستند ( توطئه تاریخی)

۵- اما این قصه مینی مال فقط به درد بانک دار ها و محصولات تبرک ( حمید) می خورد .

/ 4 نظر / 7 بازدید
سحر

در تمام ترديدهاو شايدهايم بدان! تنها تويي که بايدي... تنها تو... حتي به خودت هم دل مبند مي رسد روزي که حتي نگاهت را نمي شناسي به جز حضور تو هيچ چيز اين جهان بيکرانه را جدي نگرفته ام حتي عشق را... سلام روزت بخير باشه مهربون...كلبه قشنگي داري ...دوست داشتي با قدمهاي سبزت كلبه كوچك آبجي سحر هم مزين كن...روز دل انگيزي داشته باشي

پرویز

[گل]چشم دوستم به زودی آپم[قلب]