التهاب روح

یک هفته است که روحم رعشه گرفته !!!!! همش دلم می خواد احساساتی بشم و لی مگه جای این کارها تو دنیاست ؟ خوش به حال مولانا ( همه میگن من عاشق مولانا هستم حالا از کجا فهمیدن خدا عالمه ! اما میگن عشق بو داره و آدم عاشق زود لو می ره) لبخند به هرحال خوش به حالش که دیگه قواعد دست و پا گیر مزاحمش نبود و اون طوری زندگی می کرد که می خواست . احساس می کنم روحم به پوستم که می خوره گر می گیرم حالم دگرگون می شه ؟ اشتباه نفرمایید بحث عرفان نیست این جنون که در قسمت های قبل عرض کردم که شاعرها بدجوری یا خوب جوری دارن دل شکسته نه دل شکسته نشید . ( با شما نیستم ) با دوستای شاعرم هستم که احتمالا"( عربیه می دونم ) یک ساله نوری دیگه به این کلبه احزان نمی یان . وای راستی نادر ابراهیمی هم رفت . خدایی ؛ خدا شمشیر کشیده رو هنرمندا !! اسمشون رفته تو لیست سیاهه خدا؟ همش میمیرن طفلکی ها! یاد یه فیلم (تشریفات ساده)از جوزپه تورناتوره افتم که کاراکتر اصلی فیلم داشت سوال و جواب بعد مرگ و پس می داد ما فکر می کردیم فیلم پلیسیه!!! این کارگردان خوب ایتالیایی که فیلم های سینما پارادیزو و مالنا رو ساخته چقدر خوب  همه رو سرکار گذاشته بود و حالا خدا هم مارو سر کار گذاشته هی هنرمندان و نویسنده ها رو میبره پیش خودش .( فکر کنم اونور یا شب شعره یا شب داستان و چون زمان هم معنا نداره هر کیه می ره اول جلسه ادبیه و بالاخره عشق و حال آفرینش بر پاست ) خدایی هذیان گفتم. فعلا" تا بعد .

/ 3 نظر / 9 بازدید
حمیدرضا , نسرین

رعشه روح!!!!............. ( الآن فکم افتاده نمیتونم بنویسم ........... نوفق و 1یروز باشی)

حسن

ممنون که به وبلاگم سر زدید و نگرانم بودید و از اینکه احوالمو جویا شدید خیلی خیلی خرسندم و ممنونم - منم عاشق مولانام - میدونی بخاطر چی ؟ بخاطر اینکه اون حرف دلشو میزد و کاری نه به قرآن داشت و نه هیچ دین دیگه . اون با عرفان و شناخت خودش حرفشو میزد و چه زیبا میگفت که به خود آیید که خود خدایید یا میگفت که حروفید و کلامید و ......... دریایید و ...... میگه شما میتونید برین تا جایی که هیچکس نرفته - منو ببخشید چند وقته اصلا حوصله آپ دیت کردن وبلاگمو ندارم چون دارم وب سایتمو میسازم و برای آموزش نحوه گذاشتن عکس در وبلاگ من آیدی یاهومو گذاشتم هر وقت تونستید به من آف بدین تا در یه جلسه کنفرانسی یاهو من برای شما کاملا توضیح بدم و فعلا خدانگهدارتون