اسفند

ها! فکر کردید می خوام راجع به اسطوره سپندارمذگان حرف بزنم ؟ نه دیگه . می خوام بگم اسفند که می شه آدمها ( ایرانی ها) فکر می کنند دنیا تموم می شه . توی همین هفته بنده چند تا همایش و نشست دعوت بودم ( البته فقط اونی که دعوت نبودم را با شور و شوق رفتم ! همایش کتیبه ها رو می گم ) همه جا پر بوی رنگ و گرد و غبار و زیبایی تغییر هست و من عاشقانه این نو شدن رو دوست دارم اما ترافیک کاری اسفند همیشه رو مغزم فشار میاره . خوب چی می گفتم . قدیم تر ها ( قدیم فلسفی رو عرض نمی کنم ) اسفند شروع به مرور خودم می کردم که در سالی که گذشت چه کارای خلاف و درستی انجام دادم تا عبرت بگیرم و انسان بشم تو سال جدید و بعد یه مدت احساس گناه داشتم که عمرم رو تلف کردم ولی یه خبر خوش الان مدتهاست که دیگه احساس گناه و از این حرف ها ندارم . بله چی فکر کردید . الکی که نیست . همیشه عاشق بادهای گرم اسفندم اما مثل اینکه امسال جز سرما خبری از پیک های پیشتاز بهار نیست اما باشه باز هم غنیمت همین که بهار دوباره میاد و باز هم آغازی دیگر .

/ 6 نظر / 10 بازدید
پرویز

:::::::درود بر دینای خودمون::::::::

پرویز

خوشحالم کردی دوست خوبم[پلک]

پرویز

بازم از این کارا بکن[راک]

فاطمه

خدایش الان دیگه ان قدر روزها زود می گذرند که کسی احساس گناه و این حرفا نداره نمی بینی دنیا گلستان شده! اما از همه این ها که بگذریم اسفند ماه خیلی خوبیه من عاشق پرنده ها و سار هام که از کوچ بر می گردند درختایی که جوانه می زنند و هزار زیبایی دیگر.