شکرگزاری

این روزها بازهم کلافه پیدا نکردن چند جلد کتاب تازه هستم . خدا به دوستان من صبر عنایت کند که مجبورند لیست بلند بالای کتاب های مرا تهیه کنند و انصافا" هم انرژی زیادی برای پیدا کردن و خرید کتاب های من می گذارند . امروز روز سپاسگزاریست. آیدای عزیزم- زبان شناس نازنین- که بامشغله کاری و درسی با  طیب خاطر سفارشات کتاب مرا تهیه می کند و فاطمه نازنینم  - روزنامه نگار و داستان نویس با روحی به وسعت حضور گندم زارها در ذهن آدمیان - که همواره  با پیگیری های فراوان سعی در تهیه خوراک روح مرا دارد . شکر گزار درگاه خداوند هستم که دوستانی به زلالی آب و به لطافت پروانه ها ؛در نصیب من نوشته است و شکر گزارخداوندم که تمام دوستان من عاشق خواندن و نوشتن و خوب دیدن هستند و درست دیدن را به من نیز می آموزند .

/ 14 نظر / 5 بازدید
نمایش نظرات قبلی
رضا

به جون خودم همین الان باز شده مخ ما رو کار گرفتی ها عکس غار اسپهبد رو برات ایمیل میکنم

رضا

سلام مجدد نمیشه ایمیل کرد نمیدونم چرا ادرس ایدی تو یاهو نداری؟ توی مسنجر هم اد نمیشی حسابی به زحمت افتادم اخی از کت . کول افتادم ولی خداییش یه غار بی نظیره بزرگترین دیواره . طاق سنگی دنیاست تو گوگل سرچ کنی اسمشو عکسش میاد تو سواد کوهه

نیلوفر

چه خوب که قدر دوستات رو می دونی .... خدا برا هم حفظتون کنه [لبخند]

مهدی

سلام! ممنون از نظری که دادی نظرت بسیار قابل احترام بود... موفق باشی...[خداحافظ][خداحافظ][خداحافظ][خداحافظ][خداحافظ][خداحافظ][خداحافظ][خداحافظ][خداحافظ][خداحافظ][خداحافظ][خداحافظ][خداحافظ][خداحافظ]

رضا

نمیدونم چرا نمیشه ایمیل کرد اسم این کتابهای نا جنس رو بدین شاید تو این کتابخانه ی چند هزار جلدی ما پیدا بشه براتون پس کرایه کنیم

رضا

سلام به جان اقا جانم مخم داره سوت می کشه امردز یه کامنت از بیتا دریافت کردم . نمی تونی فکرشو بکنی چی نوشته بود وای وای دارم دیوونه میشم دیگه به چشم هام اعتماد ندارم بگم چی نوشته بود؟ ها؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟ واقعا بگم؟ پس دقت کن !!! توجه !! حواست اینجاست؟ نوشته بود ( من فیلتر بودم توجه کردی چی شده؟ وب بیتا فیلتر بود [تعجب]

فاطمه

آمدم بهت سربزنم بگم بابا هر روز می بینمت (راستی تو صبح ها کجا می ری؟) بعد هم چرا پست جدید نمی ذاری دیدم که من با لطف زیادت مثل همیشه شرمنده کردی .افتخار می کنم اگه بتونم کاری برات بکنم. بی تعارف وملاحظات مرسوم .قول می دم به روز باشم . جلسه داستان آقای خلیلی هم خوبه اگه تونستی بیا.پایدار باشی.

رضا

سلام گیر دادی کوتاه هم نمیای ....حالا بیا به خانوم ثابت کن خواجه حافظ شیرازی ...استغفر الله[شوخی] بحث در این رایطه مجالی مفصل طلب می کنه فقط یه چیز بگم حضرت مولانا ضشاعری رو در خانواده ی خودش ننگ می دانست ولی امروزه (البته نه اینکه درست باشه این عقیده ) مولانا رو بیشتر به عنوان شاعر میشناسند تا عارف . در هر صورت چون مولانا در زمانی می زیست که شاعری رواج داشته باید کالای خودش رو توی کاغذ کادویی به نام شعر می پیچید و عرضه می کرد تا خریدار بیشتری داشته باشه زمان حافظ و دیگر شاعران متهم شده از طرف این بزرگواران مغرض این جور مغولات ( گرایش به پسر بچه های نو بالغ ) زیاد بوده . از طرفی امسال سیروس شمیشا اگر یک بیت از اشعار حافضظ رو درک می کردند هرگز مخاطب اون رو یک فرض مغ بچه نمیدانستند

رضا

سلام ای داد بی داد خانوم مشکوکه اساسی[نیشخند] زمان فردوسی خب نبوده تازه فردوسی حماسه سرا است نه عارف اون حکیمه حالا یه سوال چرا تو تاریخ های معتبر کسی چنین چیز به این مهمی رو نگفته من که میگم خود شمیسا هم مشکل داره و الا چطور با این ریزه کاریها اشناست ببین عرفا معشوق اسمانی شون رو توی لباس جسم تصور می کردند و شعر میگفتن حالا میتونیم بگیم خدا رو توی لباس شاهد دیدن غلطه شاید از نظر ما این کارشون غلط بوده در صضمن نباید فراموش کرد که اون هفتصد سال پیش بوده و ما اصلا نمیدونیم شیوه زندگی شون چطور بوده شما میدونی این حرف ها رو راجع به صحابهی نزدیک پیامبر(اصحاب صفه ) هم میگن( عمر سلمان ... مولانای عزیز هم مبرا نیست چون در بارهی ایشون و شمس هم حرفا هست

رضا

راستی دکتر مطهری یه جایی یه جواب هایی داده بود یادم نیست اسم کتابش