خندیدن

هر وقت حرف های گنده  می زنم بعدش مدتها به خودم می خندم مثل عکس دیدنم . هر وقت آلبوم عکس نگاه می کنم به ژست های مختلف بلند بلند می خندم و جالب اینکه  به عکس های خودم بیشتر می خندم . خدایی پست قبلی را دوباره خواندم خوراک روح - مشقت و .... باعث شد کلی بخندم به زیاده گویی ؛ عجول بودن ؛ حتی به خاطر  مطالعه؛فخر فروشی کردن-  بگذریم که در ایران -کتاب خوان کیلو چند است ؟ ولی حالا... به هر حال فکر نکنید خودم متوجه گاف هایی که می دهم نیستم . اما به هر روی :‌هستم اگر می روم گر نروم نیستم  دیدید باز شعار دادم .

/ 14 نظر / 10 بازدید
نمایش نظرات قبلی
م.ر.شریفی

ایول توجه من این همه زاری کردم که چرا شرکت نکردم و باید به این ستاره ها .... حالت خویه ... !

سحر

سلام مهربون خوبی بازم اومدم به کلبه پرصفا ومهرت و خیلی لذت بردم از کلبه نازت.....دوست داشتی سمت کلبه ما هم بیا..آخه آپیدم[عینک]روز قشنگی داشته باشی مهربون[بغل][گل][بغل]

م.ر.شریفی

چرا اپ نمیکنی بچه؟؟؟؟؟؟؟؟ ها؟؟؟؟؟؟؟ اوه اوه صداتو بیار پایین [چشمک]

بوف بصیر

اگر حرف‌های گنده نمی‌زدیم تا آخر کوچک می‌ماندیم. چه ایرادی دارد گاه ژست‌های گنده گرفتن و حرف‌های گنده زدن؛ حتی اگر بعد به آن‌ها بخندیم.

م.ر.شریفی

درود چه نکته ی عالمانه ای ماقعا تکان دهنده بود باور کن همچنتن رو ویبره ام [نیشخند][نیشخند][چشمک]

حمیدم

خوب سلام چرا اینهمه خود کنترلی! بابا کتاب خون هستی چرا نیستی همینکه خودت را با نوشتن عرضه می کنی برای خودت ارزش قایلی زیاد سخت نگیر سخت گیر بودن کار زیاد سختی نیست![گل]

پرویز

[گل]...درود بر شما دینای گرامی...[گل] وبلاگ پرویز با دو پست جدید به روز شده :ماهیت بت پرستی-دخترای هخامنشی: حضور و نظر شما عزیز باعث دلگرمیست