my family

من و احمد  حتمن همکارهای ِ خوبی از آب در می آمدیم ! می توانستیم دو تا روزنامه نگار موفق ! یا دو پژوهشگر خوب باشیم ! هر دو اهل چلنج و بحث و جدلیم ! البته قبل تر من بیشتر او را تایید می کردم و ولی از یک زمانی شروع کردم به دفاع و مخالفت ! هر جا که با نظرش یا نقدش مخالف بودم بحث آغاز می شد ! اعتراف می کنم که از من بهتر کتاب می خواند ! خوب نقد می کند ! اما تازگی ها از فیلم هایی که من می بینم انتقاد می کند ! مال سن است فکر کنم ! مثلن عشق ِ هانکه را من یک نفس نوشیدم ! پلک نزدم ! برایم آنقدر جالب بود که نگو ! اما او بعد از اینکه فیلم را دید از لوکیش بسته فیلم شکایت کرد ! خندیدم ! فکر کنم سن و سالش دارد می رود بالا حوصله فیلم هایی تا این حد هنری را ندارد ! حتی گاهی برایم سریال گونی و کوزی تعریف می کند ! اما هنوز هم در کتاب خواندن بی نظیر است ! یعنی من آرزوی آن حوصله یِ برتر را دارم که بنشینم واو به واو کتابهای تولستوی یا سولژنستین را بخوانم و بعد بیایم با بادی لنگواچ و زبان پارسی دری تعریفش کنم ! ما حتمن همکارهای خوبی می شدیم از طوفان فکری و تراوشات ذهن ما مطالب جدیدی به وجود می آمد ! اما حیف ما همکار نیستیم !

/ 5 نظر / 35 بازدید
زویا

چلنج و بحث و جدل خوبه، اما مردها همیشه نیاز دارن که تایید بشن (مثه ماها که نیاز داریم بهمون توجه بشه و ازمون تعریف کنن و حواسشون بهمون باشه) :) مردها نیاز دارن هرکاری که میکنن، ازشون ایراد نگیری، بلکه بهشون پروپال بدی و تاییدشون کنی که کارشون درسته و بهشون اعتماد داری. اون وقته که همه چیز شیرین میشه. حالا میخواد داداشت باشه، همکلاسی، پدر، همسر یا حتی فرزندت. حسابی خوششون میاد [لبخند] دلم نقد و بحث خانوادگی خواست. یعنی من و خواهر و برادرم که به هم میرسیم دیگه بحثامون تمومی نداره. خیلی لذت بخشه [رویا]

زویا

تنگولیدن چیه؟ [نیشخند] چه اصطلاحاتی داری :)

زویا

خوشمان آمد ازین اصطلاحات بیشتر یادم بده [نیشخند]

ورا مین نامه

سلام وقت بخیر وبلاگ خوبی داری خوشحال میشم به سایت ما هم سری بزنی هم تو وبلاگت لینکش کنی تا دیگران بیشتر با شهر ما آشنا بشن هم توش عضو بشی و از امکاناتش استفاده کنی

مهربون

بیمار روانی !هر کی که هستی ! امیدوارم بیماریت شناخته بشه به اسم دوست من کامنت نذار !