تابو

وقتی بچه بودیم اگه بهمون می گفتن دست نزن - دست می زدیم - اگه می گفتن نرو - می رفتیم - اگه می گفتن بنشین - بلند می شدیم - و هر چیزی که منعی داشت راغبش بودیم و جالب اینجاست که وقتی بزرگ شدیم هم اخلاقمون تغییر نکرد . . فکر می کنم cdیا کتابی نیست که من فهمیده باشم تابو شده و پیداش نکردم و ندیده و نخوندمش . آخرین کاری که  سایت ها اعلام کردن تابو دلبرکان غمگین من بود که با وجود اینکه خیلی از کارهای مارکز به جز صد سال تنهایی خوشم نمی اومد  فوری پیداش کردم و خوندمش و به نظرم اصلا" هم بدتر از بقیه کارهای مارکز نبود و حالا چرا به تیغ ممیزی گرفتار شده  - خدا می دونه !!!!!- یا قصد بالا بردن تعداد خرید نسخه های کتاب بود حالا به هر نحو  و همه می دونیم که این کتاب چطوری پخش شد چاپ افست - کپی - دانلود و .... یا اینکه واقعا" ممیزی به این نتیجه رسیده بود که این کار نباید پخش می شده ؛ در مورد علی سنتوری هم همین بود اون فیلم هم مثل صاعقه تو اجتماع پخش شد و الان کمتر کسی هست که سنتوری رو ندیده باشه بالاخره انسان و درد اکراه . هرچیزی که ممنوع بشه شیرینه مثل عسل !!!!! به قول سعدی شربت اندر شربت است .

/ 15 نظر / 9 بازدید
نمایش نظرات قبلی
شکلات تلخ

کی به کیه منم دوباره اومدم بگم درود بر دینای بی همتا[قهقهه]

پرویز

به قول عربی.... الانسان حریص علی ما منع

حمیدم

ان الانسان حریص من ما منعک![تعجب]

حمیدم

دارید ما رو حسابی شرمنده می کنید. لطف دارید[خجالت] وقتی پیامتون می خوندم یه نگاه به پشت سرم کردم ببینم با منی یا با کس دیگه[نیشخند] راستی دینا خانم شما خانما خوب بهم نون قرض میدید ( منظورم پیام بیتا هست)[نیشخند][چشمک]

حمیدم

خط آخر را براي مزاح عرض كردم[گل] اما شما لطف داريد[خجالت][خجالت][قلب]