رسانه ملی

من باز شاکی شدم - قصه داره - بابا الان دیگه دنیا ( منظورم ایران _) داره راجع تاریخ و فرهنگ و باستان شناسی و ثبت آثار ملی حرف می زنه خوب درست - اما خدایی این رسانه ملی کفر همه رو درآورده دیگه . پریروز  گذری شبکه خبر رو می دیدم خبرنگار _ با آب و تاب داشت کنده کاری های نقش رستم رو توضیح می داد بعدش هم گفت این تصاویر بر روی کوه رحمت حک شده است . خدایی دیگه  -بابا شبکه جهانی هست رعایت کنید این کوه که اسمش کوه حسین _ حالا گفتیم  متن اشتباه بوده (‌البته قبلا"‌از این قبیل سوتی ها فراوان داده اند نه ملاحظه xتا کتابخون اینور آب رو می کنن نه رعایت nتا باسواد اونور آب رو) گذشت کردیم افسوس  دیروز هم نمی دونم کدوم شبکه داشت انیمیشن فرد _ علاء ساخت ایران از داستان های شاهنامه پخش می کرد . دلتون نخواد داستان فرود پسر سیاوش - دقت کنید - یه فرمانده ای هی به مادر فرود می گفت : بانو فرنگیس - خداوندا - حس کردم دارم اشتباه می شنوم . ١٠٠ دفعه دیگه هم تکرار کرد . ( بیچاره جریره که این همه بهش ظلم شده بود حالا فکر کن تو این داستان که یه خورده تحویلش گرفتن اینا زدن کاسه کوزه اش رو به هم ریختن حالا به بچه بگو اسم مادر فرود - جریره اس می گه تلویزیون گفته- درست گفته دیگه  .خدایی این انیمیشن سازها یه ذره به خودشون زحمت ندادن برن یه نگاه به شاهنامه بندازن ببینن که فرنگیس مادر کی خسرو _ ؛ جریره مادر فرود _ دختر پیران ویسه اس) بابا ما نخوایم این رسانه ملی فرهنگ و تاریخ زنده نگه داره کی رو باید ببینیم .سوال

/ 14 نظر / 5 بازدید
نمایش نظرات قبلی
راجر

ببین دادا این حرفا نی... همینیه که هس حالا تو خون کثیف خودشو آلوده نکن، اینا ارزششو ندارن بابا... ولشون کن با حرص خوردن خودت که چیزی درست نمیشه عزیز... فکر چاره باش...[چشمک]

رضا

یه کتاب در مورد حروفیه حروفیه )نوشته ی روشن خیاوی خیلی کامل عکس بود ولی همه کامنت گذاشتن و احساس کردن سر کاریه واسه همین حذف کردم

ارام

سلام دینا جون.عزیزم من اصلا ناراحت نشدم .شوخی کردم.خودم میدونم کلا تو ایران ما خدانکنه کارت به کسی به اداره ای گیر کنه دیوونت میکنن و جوابتم نمیدن.مملکت ماست دیگه کاریشم نمیشه کرد پشت میز که میشینند خدارو بنده نیستن.قیافتم شطرنجی کنی بازم خانومی و دوست دارم[خجالت].بیشتر غارها و کوهها رو کوهنوردا بیشتر میشناسند.چشم بروی چشمم شوهر دوستم از کوهنوردای ایرانه .امروز میرم خونه شون حتما امار این غارو واست میگیرم.تشکر نکن خانومی کار زیادی نمیکنم. وظیفه ست در قبال یه دوست[خجالت][لبخند]امیدوارم همیشه موفق باشی .[گل]

فاطمه

ان قدر این خنجر را روی گلویم فشار دادی تا پست جدید گذاشتم .اگه در باره داستان هم این کار رو می کردی تا حالا ده تا کتاب داشتم.

پرویز

درود بر دینای گرامی و تشکر از این مطالب خوبتون

پرویز

محبت شما منو برای ادامه ی کار دلگرم تر میکنه-ممنون