خانه های یک شکل

از ریاضی شاید همین یادم مانده باشد که اعداد را از راست به چپ سه تا سه تا جدا کنم و بخوانم ! اما از معماری در این حد هم نمی دانم فقط این را خوب خوب درک می کنم که از خانه های یک شکل بیزارم و همیشه حس می کنم داخل این خانه های آدم هایی با سلیقه های یک شکل و چهره های مات زندگی می کنند و شب هایشان را در بیخودی رویاهای گچی می گذرانند . انگار یک فکر استبدادی این ها را وادار کرده که در قوطی کبریت های یک شکل بلولند . همیشه از تصور پنجره های یک شکل و بی فرم که مثل یک چشم به ظاهر سالم ولی کوراست تنم میلرزد انگاردستی می خواهد مرا دراین سوراخ های تاریک زندانی کند و من در تکاپوی گریزم . یک زمانی کارتون  شاهزاده کوچولو را که می دیدم از روشن شدن چراغ خانه های یک شکل با گذر شازده کوچولو به وجد می آمدم اما حالا فقط به یاد جنگ و قحطی و کمبود مکان و غذا می افتم و فکری که به جای  عموم مردم تصمیم می گیرد .

/ 1 نظر / 5 بازدید
سورملینا

اتفاقا دینا جون من خودم هم روشن شدن چراغ ها رو توی مسافر کوچولو ( شازده کوچولو) خیلی دوست داشتم و بادقت نگاه می کردم که خونه ای از قلم نیفتاده باشه ! البته بعد از فیلم مارمولک، سراغ کتابش رفتم و خوندمش. خیلی بهم لذت داد. منم مثل تو از خونه ها و کلا چیزهای مثل هم بیزارم. آدم دق می کنه. پس تنوع چی می شه؟!