بر باد رفته

زمانی که با دو خواهرون ( خواهر های من) ؛ سه تایی کتاب می خوندیم . کارهای بامزه زیاد می کردیم . یک بار یادمه من برباد رفته رو امانت گرفته بودم . هر چی فکر کردیم نمی دونستیم باید چیکار کنیم که همه مون کتاب رو هم زمان بخونیم ! طبق معمول که من نابغه دیوونه بازی هستم پیشنهاد بسیار جالبی دادم !!!!!!!! به خواهر بزرگه گفتم : تو جلد یک رو بخون ( خوب بزرگتر بود و احترامش واجب بود!) جلد دوم هم که جنگ بین شمالی ها و جنوبی ها بود رو دادم به خواهر کوچیکه که از ما مظلوم تر بود .( خدا منو ببخشه ) جلد سوم  رو هم خودم که نابغه تر بودم خوندم !(‌البته برای من بد نشد چون زودتر می فهمیدم آخر داستان چی میشه !!!!) خواهر کوچیکه هنوز گاهی که یادش می افته می گه: خیلی نامردی.

/ 0 نظر / 8 بازدید